ايران کشورى است که در ميان ساير کشورهاى دنيا رتبه پنجم را از نظر غناى آثار تاريخى از آن خود کرده است. بهرهمندى از مجموعههاى تاريخى و فرهنگى، محوطههاى تاريخى و باستانى، موزهها و سايت موزهها و تک بناها و مجموعه بناهاى تاريخى بىشمار موجب شده است تا جهانگردان، توريستها و گردشگران داخلى و خارجى به طور معمول از اين آثار بازديد به عمل آورند، به طوريکه کميت بازديد از آثار تاريخى ايران در سطح قابل توجهى قرار دارد و هر ساله بيش از سال قبل افزايش مىيابد.
آنچه در ميان اين کميت انبوه جاى تامل دارد کيفيت بازديدهاى انجام شده است که از جايگاه چندان قابل قبولى برخوردار نيست. اما چرا کيفيت بازديد از آثار تاريخى کشور در سطح نازلى است؟ و چرا گردشگران با تآمل به آثار تاريخى نمىنگرند و تنها به نگاهى گذرا بسنده مىکنند؟
پاسخ اين پرسش چندان پيچيده نيست. نبود و کمبود امکانات رفاهى _ خدماتى در موزهها و محوطههاى تاريخى يکى از دلايل اين امر است. چراکه کمبود امکانات رفاهى _ خدماتى موجب خستگى بازديدکننده و پايان بخشيدن به بازديد او مىشود. تنها راهکار اين امر توسعه امکانات رفاهى _ خدماتى موزهها و محوطههاى تاريخى است و سازمان ميراثفرهنگى، صنايعدستى و گردشگرى اين مهم را به کانون جهانگردى و اتومبيلرانى کشور محول کرده است.
محمدرضا تقىزاده مدير عامل کانون جهانگردى و اتومبيلرانى جمهورى اسلامى ايران در رابطه با وضعيت فعلى بازديد از جاذبههاى تاريخى کشور مىگويد:"در حال حاضر نحوه بازديد از آثار تاريخى و موزههاى کشور به شکلى است که حتى توريستهاى خارجى نيز که به موزهها مراجعه مىکنند، موزه را در کوتاه مدت نگاهى گذرا انداخته و به سرعت از آنجا مىروند، چراکه براى آنها نگاه کردن صرف به اشياء کسالت آور مىشود. در سايتهاى تاريخى نيز وضع به همين صورت است. براى مثال وقتى به تخت جمشيد مىروند تا نيمه تحت جمشيد که مىرسند خسته شده، آن را درست نمىبينند و اطلاعات را درست نمىگيرند، يعنى گردشگر که براى ديدن تخت جمشيد از استانى ديگر مسيرى طولانى را طى کرده تا به شيراز برسد تنها يکسرى سنگ و کتيبه مىبيند و به سرعت از آنجا خارج مىشود."
وى معتقد است:" چنانچه ما بتوانيم شرايطى را فراهم کنيم که گردشگر بتواند در فرصت بيشترى از امکانات رفاهى _ خدماتى مکان مورد نظر استفاده کند به طور قطع در سه نوبت در يک روز از مجموعه بازديد مىکند. زيرا امکان اين وجود دارد که بعد از هر دوره بازديد استراحتى کرده و سپس به بازديد خود ادامه مىدهد."
برنامههاى فرهنگى در کنار جاذبههاى تاريخى
همانطور که در پيش آورده شد، اين محلها و ماموريت فعالسازى و توسعه امکانات رفاهى و خدماتى آنها از سوى سازمان ميراثفرهنگى، صنايعدستى و گردشگرى به کانون جهانگردى و اتومبيلرانى واگذار شده است.
تقىزاده مىگويد:" در اين راستا دو دسته برنامه را تعريف کرديم که يک بخش مربوط به توسعه امکانات و خدمات رفاهى مثل رستوران، سفرهخانه، کافىشاپ و فروشگاههاى صنايعدستى در موزهها، سايتها و محوطههاى تاريخى است. بخش ديگر برنامههاى فرهنگى است که اجراى موسيقى متناسب با قوانين و ضوابط کشور و تلاش براى اينکه بتوانيم اجراهاى فاخرى را در آنجا تدارک ببينيم از جمله اين برنامهها است."
ايجاد نمايشگاهها و سالنهاى آمفى تئاتر مطابق قوانين و ضوابط سازمان ميراثفرهنگى، در سايتها و محوطههاى تاريخى به منظور برگزارى و اجراى برنامههاى فرهنگى از ديگر طرحهايى است که در راستاى جذب گردشگر و انجام بازديدى مفيد در دستور کار کانون جهانگردى و اتومبيلرانى قرار دارد.
به اعتقاد تقىزاده لازم است در کنار هر اثر تاريخى يک برنامه فرهنگى پيشبينى شود و بر اساس آن برنامه در رابطه با خود اثر تاريخى نيز تبليغ شود. اين روشى است که علاوه بر جذب گردشگر تاثير زيادى در ايجاد ارتباط اثر تاريخى با گردشگر دارد.
تقىزاده مىگويد: "همچنين مسئوليت توليد فيلم از اين مجموعهها و محوطههاى تاريخى و حضور فيلمبرداران و دستاندرکاران توليد فيلم بر عهده کانون است تا کانون ضمن هماهنگى با گروههاى مختلف بتواند آنها را با کنترل و برنامهريزى و رعايت ضوابط به مجموعهها هدايت کند تا در اين مجموعهها به توليد فيلم مستند و داستانى بپردازند.
از جمله برنامههاى فرهنگى کانون مىتوان به تهيه برنامه 30 بهار در ايام نوروز اشاره کرد. در اين برنامه به معرفى اقدامات تاريخى، فرهنگى و قومى و فرصتهاى طبيعتگردى با حضور مديران استانى هر شهر پرداخته شد."
تقىزاده مىگويد: در صدد هستيم برنامههاى فرهنگى بهگونهاى باشد که برنامه زمانى آن را از قبل اعلام کنيم تا در زمينه بليط با مشکل مواجه نشويم و مردم به راحتى بتوانند از اين فرصتها استفاده کنند. فضاهايى را نيز براى اجراى تئاتر، همايشها و سخنرانىها در مجموعه کاخهاى نياوران، گلستان و سعدآباد پيشبينى کردهايم.
توسعه امکانات رفاهى موزهها و مجموعههاى تاريخى از ديگر برنامههاى کانون جهانگردى و اتومبيلرانى است و در حال حاضر نيز اين طرح در تعدادى از موزهها و کاخ موزههاى تهران همانند کاخ گلستان، مجموعه تاريخى _ فرهنگى نياوران، موزه آبگينه و موزه ملى در حال انجام است.
کاخ گلستان يکى از مجموعههاى تاريخى است که کانون جهانگردى و اتومبيلرانى در حال ايجاد رستورانى براى آن است. تقىزاده در اين رابطه مىگويد: اين رستوران به منظور توسعه امکانات رفاهى _ خدماتى مجموعه کاخ گلستان ايجاد مىشود و مشابه آن نيز در تعدادى از موزهها و کاخ موزههاى تهران در دست راهاندازى است. فضايى که براى ايجاد رستوران در محوطه کاخ گلستان در نظر گرفته شده حياطى در پشت مجموعه است که به محل جمعآورى اشياء دور ريز مجموعه تبديل شده بود.
به گفته تقىزاده اين فضاى بدون استفاده اثر منفى را روى مجموعه گذاشته بود و در حال حاضر اين محوطه پاکسازى شده و در حال تبديل به رستورانى براى مجموعه کاخ گلستان است. همچنين ايجاد اين رستوران هيچ اثر منفى روى مجموعه نمىگذارد، بلکه فضايى خدماتى در راستاى جذب گردشگر است.
از آنجائىکه کاخ گلستان در نزديکى بازار قرار دارد، بنابراين راهاندازى اين رستوران موجب مىشود تا بسيارى از کسبه بازار براى صرف نهار به اين مجموعه آمده و با آن اشنا شوند. همچنين به واسطه تعلق خاطرى که کسبه بازار به محل کار خود دارند، در مواردى نيز خانواده خود را براى صرف نهار به اين مجموعه آورده و اين امر موجب آشنايى آنها با اين مجموعه تاريخى مىشود.
اين اقدام کانون جهانگردى و اتومبيلرانى نه تنها هيچ اثر مخربى روى مجموعه نمىگذارد بلکه با کاربرى دادن به بنا از تخريب آن نيز جلوگيرى مىشود.
آموزش، لازمه سفر است
يکى از برنامههايى که در راستاى توسعه برنامههاى فرهنگى مرتبط با ميراث در دستور کار کانون جهانگردى و اتومبيلرانى قرار گرفته است برگزارى جشنواره گردشگرى شهرها است. تقىزاده در اين رابطه مىگويد: ما برگزارى جشنواره گردشگرى شهرها را نيز تدارک ديدهايم که اولين آن در تابستان براى يکى از استانهاى تاريخى که مجموعه آثار زيادى دارد برگزار مىشود.
براى برگزارى اين جشنوارهها هماهنگىهاى لازم با سازمانهاى ميراثفرهنگى استانها، استاندارىها و ساير ارگانهاى مرتبط انجام شده تا بتوانيم در زمان جشنواره امکانات مناسبى را در اختيار گردشگران قرار دهيم.
به گفته تقىزاده محور اصلى برگزارى اين جشنوارهها رونق گردشگرى در اين شهرها است براى اينکه مردم به اين شهرها مراجعه کنند و در يک دوره دو تا سه روزه در اين شهرها بمانند و تنها به ديدن يک يا دو اثر تاريخى آن شهر بسنده نکنند.
تقىزاده معتقد است:"مردم ما هدفمند سفر نمىکنند. در سفر از شهرهاى مختلف عبور مىکنند، اما چقدر در اين شهرها مىمانند و چقدر از آنها استفاده مىکنند؟چقدر از راهنماها و امکاناتى که در اين صنعت وجود دارد استفاده مىکنند؟ قطعاً هيچ! ما اگر بتوانيم امکانات فرهنگى و خدماتى را در قالب يک صنعت بياوريم تمام مشاغلى که در اين صنعت وجود دارد فعال مىشوند و با هزينه کمترى اين سفر اتفاق مىافتد. در نتيجه افراد بدون خستگى از آثار تاريخى آنجا ديدن مىکنند و در فضاهاى تفريحى يا طبيعى آنجا نيز حضور پيدا مىکنند و با آن آشنا مىشوند و لذت مىبرند. در کنار آن مىتوانيم با برنامههاى فرهنگى و هنرى اوقات فراغت آنها را پر کنيم."
تقىزاده مىگويد: "ما بايد مردم را آموزش دهيم که چطور سفر کنند و اين آموزش نبايد به صورت تئورى باشد بلکه بايد به صورت کارگاهى به مردم آموزش دهيم و بنابراين برگزارى جشنوارههاى گردشگرى و برنامههاى فرهنگى مىتواند مسمر ثمر باشد.
ما هيچ حرفى نزديم که چه طور سفر برويد، با چه هدفى سفر کنيد و چه طور هدفگذارى کنيد. اگر ما بتوانيم اين فضاها را فراهم کنيم مردم کم کم ياد مى گيرند که با يک هدف تعريف شده سفر کنند. آن زمان است که اگر به تخت جمشيد سفر کردند و دو روز در آنجا ماندند واقعاً مىفهمند که تخت جمشيد و پرسپوليس يعنى چه؟ چه اتفاقى افتاده؟ و آنجاست که از حضور در آن مجموعه و از سفر لذت مىبرند.
درصدد هستيم اينها وقتى از سفر آمدند آنها را در باشگاه جهانگردان ايران که ساختار آن در کانون وجود دارد ثبت نام کنيم و با برنامههاى مختلف سفر را به آنها عرضه کنيم تا آنها بتوانند به صورت يک عضو از خدمات گردشگرى کانون استفاده کنند و در حقيقت عضو يک انجمن و باشگاهى شوند که موضوع آن فقط سفر است. به طور قطع در اين باشگاه به آموزش آنها پرداخته خواهد شد و اين امکان را به آنها مىدهيم تا در دستهبندىهاى مختلف از تورهاى ويژه عمومى برخوردار شوند."/115